واجد على خان
60
علم الأبدان ( فارسى )
صيف گرم و خشكست و سبب گرمى شدت انعكاس شعاعست كه بواسطه قرب شمس از سمت الراس واقع مىشود و سبب يبوست تحلل رطوباتست از شدت حرارت و فقدان نداوت و هواى خريف سرد و خشكست و هواى شتا سرد و ترست در مقابل صيف واقع شده و سبب زيادتى برد و رطوبت در شتا بعد شمسست از سمت الراس و بدانند كه زمانه هر واحدى از ايّام ربيع و خريف كوتاهترست نسبت زمانه صيف و شتا و واضح باد كه هر فصلى احداث مىكند امراض و ازاله مىنمايد مضاد آن را پس فصل حار حادث مىكند مرض حار را و زائل مىسازد مرض بارد را و فصل بارد بر ضد وى عمل مىكند اعنى صيف زياده مىكند صفرا را و حادث مىنمايد امراض صفراوى را چون قرانيطس و حماى محرقه و عطش و كرب و مانند آن و شتا زياده مىكند بلغم را و پيدا مىكند امراض بلغمى را چون زكام و نزله و سعال و ضيق النفس و امثال آن و اينهمه بر تقديرىست كه فصول بر طبائع خود باشد و الا بسيار باشد كه عند تغير فصل از طبعش معامله بالعكس مىشود اعنى در سرما بيماريهاى گرم حادث شود و در گرما بيماريهاى سرد و امراض كه ضد طبع فصل شود عسر البرء باشد و خريف زياده مىكند سودا را بنا بر قلت خون درين فصل كه طبع اين فصل مخالف طبيعت خونست ازينجهت ضعف در قوى راه مىيابد و امراض كثير ظاهر مىشوند خصوص امراض سوداوى امّا ربيع بنا بر آنكه اخلاط محتبسهء شتائيه در وى به حركت مىآيند وسائل مىگردند و به اعضاى ضعيفه مىريزند احداث مىكند خراجات و بثورات و اورام حلق را و هر مرض مادّى كه مادهاش در شتا ساكن باشد درين فصل غلبه مىكند و حدوث امراض مذكور در وى از رداءت فصل نيست زيرا كه وى اصح فصول و انسب بحيات و صحت است بلكه بنا بر انضاج ماده و دفع طبيعتست كه چون مزاج انسان درين فصل قوى مىشود طبيعت ماده را از باطن به ظاهر جلد مىاندازد و دليل بر تناسب اين فصل بمزاج روح كثرت خون و ظهور حمرت و تازگى در بدنست و كذلك بروز شگوفجات و نشو و نما در نباتات و آنچه بعضى زعم كردهاند كه ربيع بمزاج گرمترست بهر آنكه امراض حار و رطب پيدا مىكند باطلست باد شمال واضح باد كه مزاج باد شمال سرد و خشكست و وجه سردى آنست كه نواحى شمالى سردست و كثير الثلوج پس